یکشنبه 29 شهریور و گزارشی از شب شعر بغض هزاره ( قسمت دوم )

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام خوبین؟ ببخشید یه کم دیر به روز شدم. اون قدر این جا کار و بار ریخته که خدا می دونه! جلسه ی این هفته اولین جلسه یی بود که آقای نوازنی ( مسئول انجمن ) نبودن. چرا؟ خب رفته بود ارومیه. ایشون و خانم حضرتی از برگزیده گان کنگره ی سراسری شعر دفاع مقدس هستن و الان هم که من دارم این پست رو می نویسم هنوز برنگشته تا خبرهای اون جا رو هم براتون بگم. در هر حال انجمن با یه ذره تاخیر شروع شد و خانم مستشار نظامی هم مجری این هفته بودند. یکی از اتفاق های مهم این هفته حضور آقای مجید معارف وند در جلسه بود که امیدواریم ایشون جلسه های بعد هم تشریف بیاورند. دومین اتفاق مهم این بود که یکی از شرکت کننده گان شب شعر بغض هزاره که هفته ی قبل انجمن برگزار کرده بود ٬ تحت تاثیر شعرهای خوب اون شب قرار گرفته بود و برای اولین بار شعری آیینی برای امام زمان (عج) گفته بود. که فکر می کنم این نشون دهنده ی جایگاه آیین در فطرت آدما باشه. اما این هفته اشعاری از مهدی زارعی ٬ مجید معارف وند و سعید محمدی براتون می نویسم ( شعر خانم رسولی هم به دستمان نرسید! )

شعری برای مادر از سعید محمدی:

وقتی بساط گریه برایم فراهم است

دریا برای ابری چشمان من کم است

خورشید روزهای غم انگیز من تویی

دنیا بدون تو تاریک و مبهم است

 

ادامه ی شعر آقای سعید محمدی را این جا بخوانید.

 

                              ................................................................................

از آسمان به من الهام شد بخوان بنویس

مرکت و قلمت خون و استخوان بنویس

مرور کن صفحات کتاب هستی را

از آن چه هیچ نوشتن نمی توان بنویس

 

ادامه ی شعر آقای مجید معارف وند را این جا بخوانید.

 

                            ..................................................................................

داره می رسه زمستون آخر فصل خزونه

می زنه سرمای وحشی به درختا تازیونه

 

وقتی که برفا بشینن حسابی سفید شه این جا

همه ی حیوونا از سرما بگردن پی لونه-

 

ادامه ی شعر آقای مهدی زارعی را این جا بخوانید.

 

                        ************************************************

 

و اما ادامه ی اشعار شب شعر بغض هزاره. به علت کمبود فضا از توضیحات اضافی می پرهیزم

و فقط اشعار را برایتان می نویسم:

 

جهان را بر حضور تو نیاز است

ظهورت ره گشا و چاره ساز است

 

خدا مهر تو را از ما نگیرد

که این واجب فراتر از نماز است

 

ادامه ی شعر آقای تعجبی ( آواره ی همدانی) را این جا بخوانید.

                                                  ...........................................

سر می شود نگاه من از شعر آفتاب

نک جرعه یی بنوش از این حس خوش گوار

 

من خواب بودم آن زمان که تو رفتی خدا کند

بیدار باشم آن زمان که میایی به این دیار

 

ادامه ی شعر آقای مهدی جعفریان را این جا بخوانید.

 

                                                 ..............................................

به من نگاه کن ای ناگهان نگاه ترین

که دل شکسته ترین ام که رو سیاه ترین

 

سفالی ام که مرا هیچ کس نمی خواهد

مگر توام بپذیری که دل بخواه ترین...

...................................................

تا که خالی شوی از هر غم وهر دردسری

روی آیینه بکش آه غم انگیز تری

 

روزگار من گنجشک سیاه است سیاه

می کشم بی تو از این شاخه به آن شاخه پری...

.........................................................

مجال گریه کم و حجم درد بسیار است

توقع تو از این روح سرد بسیار است

 

به خاطر تو گلی سرخ از کجا بخرم؟

زمانه یی ست که گل های زرد بسیار است...

 

ادامه ی اشعار آقای ابوالفضل صمدی را این جا بخوانید.

 

                               ..............................................................................

برای آمدنت پر شده از هیاهو ها

ز چشم ها مژه ها راه آب و جارو ها

 

به احترام تو که از راه می رسی روزی

از ابتدای جهان خم شدند ابروها

 

ادامه ی اشعار آقای مجید معارف وند را این جا بخوانید.

                                      ..................................................................

 

نگاه کن به زمین های خشکسالی ما

ببین تمام شد آذوقه ی اهالی ما

 

بهار کن که زمستان به خواب مان برده ست

و سوز سرد عدم می وزد حوالی ما

 

ادامه ی اشعار آقای رحمان نوازنی را این جا بخوانید.

                                         .................................................................

 

مثل همیشه هیچ به روی خودت نیار

این بار هم نیامده بودی سر قرار

 

گفتی اگر که عاشقمی کو نشانه ات؟

من عاشقم نشان به همین قلب بی قرار

 

ادامه ی شعر آقای مهدی زارعی را این جا بخوانید.

 

در پایان مراسم به شاعرانی که شعرخوانی کرده بودند لوح تقدیر و جایزه یی تقدیم شد.

یکشنبه 19 شهریورماه ( گزارشی از شب شعر بغض هزاره - قسمت اول)

بسم الله الرحمن الرحیم

شب شعر بغض هزاره طبق برنامه یی که مقرر شده بود برگزار شد. در این مراسم شاعران به شعر خوانی در زمینه ی انتظار پرداختند. مجری ( آقای مهدی زارعی ) در ابتدای جلسه دعای فرج را خواندند وبعد از شاعران دعوت به شعر خوانی کردند. در زیر به شعرخوانی قسمت اول جلسه اشاره یی می کنم. ان شاءالله در فرصت مناسب شعرهای قسمت دوم را برایتان بگذارم.

.........................................................................................

اي پاسخ گرامي امن يجيب ها

تعجيل كن بخاطر ما نا شكيب ها

 

چشم جهان به چشمه ي دستان سبز توست

جاري شو از وراي فراز و نشيب ها

 

.....................................

 

هزار سال اگر در زمين اسير شوم

زمان آمدنت يك درخت پير شوم

 

هزار ريشه ام اين خاك را ورقبزند

براي رد شدنت بهترين مسير شوم

 

ادامه ی اشعار خانم مستشار نظامی را این جا بخوانید.

 

**********************************************************

 

به فكر نام تو رفتم ، شكستم از پهلو

 به درد زد قلمم لحظه اي شد از بازو

 

دوباره بند شدم گرد ميم نام تو را

سياهي ام زد و دستم جدا شد از بازو

 

.........................................

 

از آب هم زلال تر، از ماه ، ماه تر

من هم  كه منتظر تر ام امشب ، نگاه تر

 

او پاك مثل برف و حتي سپيد تر

من از تمام منتظران رو سياه تر

 

ادامه ی اشعار آقای ساریجلو را این جا بخوانید.

 

************************************************************

باز از تو مي نويسم ، از تو اي تمام جان

از تو مي نويسم اي امام جمعه ي جهان

 

شعله شعله آتشي بپاست در درون من

تند و پر شتاب ، هر چه مي رود جلو زمان

 

ادامه ی غزل سعید محمدی را این جا بخوانید.

 

*************************************************************

به روي جاده ي كاغذ دل غزل تنگ است

كه پاي هرچه قلم تا رسيدنت لنگ است

 

هزار مرتبه تا تو دويده ايم اما

ميان ما و رسيدن ، هزار فرسنگ است

 

.........................................

 

بي حوصله كلافه پكر مثل جمعه ها

دلواپس هنوز و اگر مثل جمعه ها

 

پايان هفت مرتبه از خود گذشتن است

پايان هفت بار سفر مثل جمعه ها

 

ادامه ی اشعار آقای سید وحید سمنانی را این جا بخوانید.

 

*******************************************************

 

آي اي ستاره ها ستاره ها

اي شكوفه هاي باغ آسمان

آهوان دشت هاي كهكشان

يك شب از كنار خواب سرختان اگر گذشت

 

................................................

 

مي رسد يك نفر از دورترين فاصله ها

تا كه پايان بدهد بر همه ي مساله ها

 

مي رسد يك نفر از راه كه تبديل كند

اين همه شايد و اما به يقينا بله ها

 

ادامه ی اشعار خانم رسولی را این جا بخوانید.

 

*******************************************************

 

غروب جمعه در اين رهگذر چه مي خواهم؟

به غير آمدنت از سفر چه مي خواهم؟

 

برات نامه نوشتم ؛ سلام و ديگر هيچ

بجز سلامتي تو دگر چه مي خواهم؟

 

ادامه ی شعر آقای مهدی مردانی را این جا بخوانید.

 

***************************************************

 

تو اين زمونه ي شلوغي و بد

اگه قرار بود كه بياد ميومد

 

اگه مي خواست چند تا دلو بشكنه

چرا هنوز قلب ماها مي زنه؟

 

ادامه ی شعر مجید صالحی را این جا بخوانید.

 

********************************************

منتظر اشعار نیمه ی دوم شعرخوانی باشید!

 

یکشنبه 12 شهریورماه

بسم الله الرحمن الرحیم

قابل توجه شاعران عزیز:

شب شعر انتظار

تحت عنوان بغض هزاره

 با همت انجمن شعر آیینی موعود برگزار خواهد شد.در این شب شعر شاعرانی هم چون

مریم سقلاطونی از قم

پانته آ صفایی از اصفهان 

 سید وحید سمنانی از اسلام شهر 

 مهدی مردانی از قزوین  

 به عنوان شاعران میهمان

و مهدی زارعی ٬ رضا جعفری ٬ نغمه مستشار نظامی ٬ مجید معارف وند ٬ روح الله ساریجلو ٬ سعید محمدی و ....

به عنوان شاعران دعوت شده از کرج شعر خوانی خواهند کرد.

 

زمان : یکشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۸۵ . ساعت ۴:۳۰ الی ۶:۳۰

مکان : محل برگزاری جلسات انجمن شعر نوآیینی موعود.کرج . چهار راه دانشکده . کتابخانه امیر کبیر

..................................................................

سلام. خوبین؟ از این هفته ی انجمن بگم؟ چشم. این هفته یه نیم ساعتی به خاطر نیامدن مجری تاخیر داشتیم و تا آقای نوازنی خواستند به عنوان مجری جلسه را آغاز کنند خانم مستشارنظامی از راه رسیدند و کار اجرا به ایشون رسید. در هرحال جلسه حوالی ساعت ۵ شروع شد. در این جلسه نکته یی که خیلی به چشم میومد نقدهای طولانی بعضی از دوستان بود که گاه به موضوعات غیر ادبی می پرداختن که این گونه نقدها از حوصله ی یه انجمن ادبی خارجه. در این جلسه از آقایان : نوازنی ٬ زارعی ٬ جعفریان و ... و از خانم ها : عباسی ٬ رییسی ٬ رضایی و ... شعر خوانی کردن. در زیر مطابق روال هفته ی قبل یه شعر از حاضران در جلسه (آقای نوازنی) و یه شعر از آقای محمد جواد محبت ( که آقای زارعی آن را خواندند) می نویسم:

قلبي شكست و دور و برش را خــدا گرفت

نقـاره مي زنند .......  مريضي شفــا گرفت

 

ديدي كـــــه سنـــگ در دل آئينـــه آب شد

ديدي كـــــه آب حــاجـــت آئينــــه را گرفت

ادامه ی شعر آقای نوازنی را این جا بخوانید.

.....................................................

دل است و باز خیال تو را به سر دارد

که شب دوباره ز پس کوچه ها خبر دارد

 

دل است و دیده چو یک لحظه می نهد بر هم

تو را و حال تو را باز در نظر دارد

 

ادامه ی شعر آقای محمد جواد محبت را این جا بخوانید.

یکشنبه 6 شهریورماه

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام. جلسه ی این هفته ی انجمن رو قرار بود خانم مستشار نظامی مجری گری کنه. اما خب نیومد و آقای مهدی زارعی و خانم حضرتی مجریان این هفته ی انجمن شدن. مثل هفته های قبل شاهد حضور چهره های جدیدی بودیم. چند هفته یی ست مجری و یا مجریان بین اشعار دوستان حاضر ٬ اشعار منتخبی از شاعران برجسته ی کشوری می خونن که با استقبال همه رو به رو شده. این هفته یک شعر از سعید محمدی و یک شعر هم از نبراس میررکنی ( که آقای زارعی شعرش رو خوند ) تقدیمتون می کنیم :

الو رفیق چه طوری چه می کنی با غم

کجای کار جهانی کجای این عالم ؟

کدام گوشه ی دنیا نشسته یی خاموش ؟

که شعله شعله مرا دود می کنی هر دم

ادامه ی شعر سعید محمدی را این جا بخوانید.

........................................................................................

نشسته بود پسر روی جعبه اش با واکس

غریب بود ٬ کسی را نداشت الا واکس

نشسته بود و سکوت از نگاه او می ریخت

و گاه بغض صدا می شکست : " آقا واکس؟"

ادامه ی غزل نبراس میررکنی را این جا بخوانید.

*********

خلاصه اي از نقد امروز :

شعري كه با موضوع اعتياد خوانده شد نظر برخي را همچون آقاي زارعي به خود جلب كرد چرا كه مسايل اجتماعي كمتر مورد التفات شعر و شاعري در عصر حاضر بوده اند و كسي كه به آن بپردازد نشان مي دهد كه فارغ از جو و تب روزگار صرفا با جوششي از درون به موضوعي نسبتا دشوار ولي كاملا ملموس و در عين حال مهم پرداخته و اين يك نقطه قوت براي شاعري موفق است.

آقاي نوازني شعري با روايت گري از زندگي امام سجاد (ع) خواندند كه خود نيز در فقاي آن گفتند : در همين محدود روايات و حوادث تاريخي كه از زندگي بزرگان دين و شاهكارهاي آفرينش ( اهلبيت ) به ما رسيده بسيار مي توان يافت موضوعات بكر و فوق العاده اي كه استعداد زيادي براي پرداخته شدن در شعر دارند و يك شاعر معاصر آييني مي تواند براحتي از آن بهره ها ببرد و حرف هاي زيبا بزند بخلاف آن تفكري كه حسين (ع) را فقط در غروب عاشورا و علي (ع) را فقط در نخلستان خلاصه ديده و به خود زحمت اندكي مطالعه در اين خصوص را نيز نداده است وشعرش در حصاري از شنيده هايش از آيين زنداني شده و فراتر از آن سر نكشيده .

در نقد شعري كه آقاي صالحي با موضوعيت حضرت زهرا (س) خواندند مطرح شد كه : در شعر آييني ما با محدوديت هاي اخلاقي خاصي طرف هستيم كه عرفا و اخلاقا بايد آن حيطه ها را ارج نهاد و محترم دانست . به عنوان مثال در اين شعر تعبير در آغوش گرفتن مادري توسط پدر وقتي كه با موضوعيت اهلبيت مطرح مي شود ديگر تعبير مناسبي نيست . ما حتي براي مادر و پدر خودمان هم راضي نمي شويم چنين تعابيري را براي عموم مطرح كنيم و امثال اين تعابير حال اينكه براي اهلبيت استفاده مي كنيم و اين جاي تامل دارد . گرچه آقاي زارعي گفتند كه : ممكن است اين تعابير بخاطر اصرار زياد شاعر به اختفاي موضوع اصلي شعر ( اينكه اين شعربراي مادر شاعر نيست بلكه براي حضرت زهرا (س) مي باشد گرچه ابتداي شعر اينگونه برداشت مي شد كه شاعر با مادر خود سخن مي گويد ) باشد ولي اگر چنين هم باشد موضوع فوق الذكر بصورت يك اصل كلي در شعر آييني به قوت خود باقيست ....