یکشنبه 28 مرداد 1386
ولي آنقدر مشتاقم كه از خاك گلويم سوتكي سازد ، گلويم سوتكي باشد به دست طفلكي گستاخ و بازيگوش و او يكريز و پي در پي دم گرم خودش را در گلويم سخت بفشارد و خواب خفتگان را آشفته سازد. » ...
« خدايا! ...
رحمتی کن ، تا ايمان ، نام و نان برايم نياورد! ...
قوتم بخش ، تا نانم را ، و حتی نامم را ، در خطر ايمانم افکنم! ...
تا از آنانی نباشم که ، پول دين را می گيرند ، و برای دنيا کار می کنند! ...
بلکه از آنانی باشم که ، پول دنيا را می گيرند ، و برای دين کار می کنند! ... »
دکتر علی شریعتی
>>>>>>>>>*****<<<<<<<<<<
سلام ... ماه قشنگ "شعبان" هم از راه رسيد .. بهش خوش آمد مي گيم و ازش مي خاييم يه توك پا هم بياد خونه ي دل ما كه كلي تار عنكبوت بسته و مدتهاست كسي بهش سر نزده . آره به خدا ما خودمونم به خودمون سر نمي زنيم چه انتظاري از ديگران هست ؟!!! حواسمون به همه چيز و همه كس هست غير از خرابه ي دلمون كه شده محل انواع بدي ها و تاريكي ها و كينه ها و پوچي ها ووو ... اصلا يه كلوم : دلي كه با خدا قهره هيچ قشنگي نداره .
ماه شعبان ماه آشتي دلا با خداست و ماه رمضون هم خدا مهموني مي ده
:: از 2 هفته انجمن چند غزل تقديم تو باد ::
تقديم به اباعبدالله الحسين (ع)
اي ابتداي شعرهاي عاشقانه
وي منتهاي آرزوي عارفانه
اي خشك لب ! مستغني از امواج دريا
وي در عطشناكي سروده صد ترانه
اي هفت دريا همچو قطره پيش قدرت
اي بحر نا پيدا ، كران بي كرانه
از بهر گلخند لبان غنچه لبخند
وي بهر آواز تر بلبل ، بهانه
اي سرالاسرار تمام آفرينش
در بهت سرگرداني عرفان نشانه
در خشكي سُكر لبانت راز مستي
كز هرم آن خيزد ز خُمّ مي زبانه
ماييم و قلبي پر نياز و سوز و سازي
در پيشگاه حس ناب شاعرانه
ما را نيايد وصف تو با شعر لالي
هيهات زين سوداي خام كودكانه
در قاف قدر شامخت ما را گذر نيست
كانجا بجز عنقا ندارد آشيانه
صد كهكشان چون نقطه اي محو تو هستند
اي خارج از حد تصور در ميانه
با تو ازل آغاز گرديد و روان شد
تا انتها جاري شد و مانا زمانه
در لامكان بي زماني عشق جاويد
در بهت "لا ادري" مايي جاودانه
اي "مطلع الانوار" اشراقات شرقي
اي غرب عرفان ابتداي شهر قانه
لاف تجرد مي زند صوفي و ليكن
مانند ابجد خوان مكتب ناشيانه
اما به لطف مهر تو گشته مجسم
تصوير تو در شعر چشمانم شبانه
آنك تو و موج عطا اي بحر احسان
اينك گداي عاشقي بر آستانه
محمد علي جعفريان
***************
ملكي باش كه تسخير سليمان نشوي
خاتمي باش كه دزديده ي ديوان نشوي
گاه فتنه كه در آن قحطي علم و هنر است
لقمه اي باش كه بلعيده ي آسان نشوي
گرچه كشته شدن از مرگ به است اما تو
سعي فرما بجز از كشته ي يزدان نشوي
هرگز از عشق نزايد بجز از عزت نفس
در پي هر هوسي دست به دامان نشوي
عاشقي باش كه معشوقه ي معشوقه شوي
عابر هرزه ي هر كوي و خيابان نشوي
طي اين مرحله بي همرهي خضر مكن
تا كه بازيچه ي هر غول بيابان نشوي
عشق و احساس و خرد هرسه چراغ اند كه تا
خارج از دايره ي فطرت انسان نشوي
مخبر از راز مگو نيست مگر مومن پاك
نشوي محرم اسرار چو سلمان نشوي
من نگويم كه چنين باش و چنان ليكن تو
آنچنان باش كه شرمنده ي وجدان نشوي
عاشق سوخته دل را به نوايي بنواز
تا پس از مرگ من خسته پشيمان نشوي
محمد علي جعفريان
***************
تقدیم به قمر بنی هاشم (س)
ترديد داشت بال شود يا که دستهات
حالا که هيچ کس به تو... حالا که دستهات.....
ترديد داشت نور شود يا فرشته يا...
ترديد داشت بال،که بالا، که دستهات!
آمد نشست بر هيجان دو شانه ات
تا سطر سطر حادثه ای را که دستهات...
آهسته گفت: مشک، علم، نيزه،تير، اشک...
مشک انتخاب شد که به دريا... که دستهات...
ترديد... نه نداشت که چشم انتظار بود
ديگر نمی شناخت سر از پا که دستهات-
تقديم می شدند به فرزند ماهتاب
با شوق شکر گفت خدا را که دستهات-
پرواز می کنند چنانکه فرشته ها
راهی نمی برند به آنجا که دستهات!
***
ای ماه کاروان عطش راه سبز تو
تکثير شد درآينه پاک دستهات!
نغمه مستشار نظامی
***************
دیگر نمانده فاصله ای تا وجود تو
با من یکی شود بشوم تار و پود تو
هر ثانیه به قیمت یک عمر می رود
حالا مهم فقط منم و دیر و زود تو
در گیر و دار دغدغه پیوند می زنند
قلب مرا به جسم نحیف و کبود تو
روزی درخت می شوی و سال های سال
قد می کشد حقیقت من با صعود تو
تو زنده ای چه خوب که همراه با توام
همپای افت و خیز و فراز و فرود تو
بگذار تا نفس بکشد تار و پود من
در لحظه های سبز رکوع و سجود تو
هرگز نمیرد آنکه دلم مال تو عزیز
بگذار هستی ام بتپد در وجود تو
با قلب من که مال تو ... عاشق شو آه عشق
دیگر چه فرق می کند آیا نبود من
یک داستان واقعی دور می شوم
یک قاب عکس کهنه که در یاد بود من
بگذار تا خلاصه شوم در وجود تو
بگذار در زمانه بپیچد سرود تو
لیلا رسولی
----------->>>>>>>>>><<<<<<<<-------------
اطلاعيه
>> همايش شعر انتظار <<
تاريخ برگزاري : پنجشنبه 8 شهريور 1386
محل : كتابخانه ي امير كبير ساعت 4 بعد از ظهر
از دوستاني كه تمايل به شركت در اين همايش دارند تقاضا مي شود اشعار انتظار خود را تا حداكثر 4 شهريور به انجمن تحويل نمايند .
لازم به ذكر است كه اشعار نبايد تكراري باشند
از تمام شاعران گرامي جهت شركت در اين همايش به عمل مي آيد .
تا یکشنبه ی بعد در پناه خدای موعود ...