22 آذر 86
سلام . قبلنا یه حرفایی زده بودیم اینجا که مقبول بعضی دوستای نازنینمون قرار نگرفت فلذا بخاطر گل روی اونا هم که شده « ... » اين پستمونو هم اختصاص می دیم به اشعار امام رضا (ع) ... تا یار چه را خواهد و میلش به که باشد :
تقدیم به آستان باشکوه امام هشتم (ع)
سجاده اي از درد و غصه باز كردم
جز با خودت با هيچكس كاري ندارم
تعدادشان اندازه ي دلتنگي ماست
دارم كبوترهايتان را مي شمارم
سال گذشته يادتان مي آيد آقا؟
من بودم و دلتنگي باباي پيرم
بابا كنار پنجره فولاد ماند و
من رفته بودم آن طرف نذري بگيرم
باد از ميان گنبد و گلدسته هايت
عطر گلابت را به هر سو پخش مي كرد
يك گوشه دختر بچه اي با لكنت خود
" آقا به داد ما برس " را بخش مي كرد
بابا به اين اميد مي امد كه شايد
اين بار آخر از شما حاجت بگيرد
بابا خودش هم خوب مي دانست اما
مي خواست بين صحن آزادي بميرد
هر كس كنار حال خود غرق دعا بود
هر كس هر آنچه داشت راهي كرد آقا
اينجا بزرگ و كوچكش فرقي ندارد
با اين همه حاجت چه خواهي كرد آقا
برگشتم و ديدم پدر در آسمان بود
تسبيح توي دست بابا تاب مي خورد
باد آمد و عطر حرم را با خود آورد
باد آمد و عطر پدر را با خودش برد
امسال بابا را برايت شعر گفتم
امسال خوبي هاي بابا را ندارم
تعدادشان اندازه ي دلتنگي هاست
دارم كبوترهايتان را مي شمارم
مجيد صالحي
*************************
اينجا ديار حاجت دلهاي مردم است
مثل دعا تلاقي اشك و تبسم است
از هفت گريه شوق به اينجا رسيده ايم
اينجا كه شهر دختر مولاي هفتم است
با دست هاي خالي از اينجا نمي رود
هر كس دلش گرفته و مهمان خانم است
خانم ببين چگونه از امواج عاشقان
درياي صحن آبي تو در تلاطم است
از بس معطر است ضريح بهشتي ات
همواره قطره هاي گلاب عطرشان گم است
اي آنكه ماه، روشن معصومگي توست
باران به ذكر نام تو گرم ترنم است
با اين غزل ارادت ما را قبول كن
اين شعر دل سپرده ترين زائر قم است
ليلا تقوي مطلق
*************************
امشب به تربت تو شكفته دعاي من
دستي بكش به غربت من يا ابوالحسن
امشب زبانه اي به دلم پا گرفته است
چيزي شبيه عشق دلم را گرفته است
چيزي كه جاش،گوشه چپ،كنج سينه است
شايد مسافري كه ديارش مدينه است
از گرد راه آمده با هفت پشته نور
تا سرزمين دعوت مامونيان كور
اي تكسوار آمده از متن رازها
نا آشنا به خصلت مهمان نوازها
باور نكن تظاهر محض است خويشان
راضي نشو به جامه سبز دورويشان
اينجا اگر چه نقل" خوش آمد" نثار توست
زهر حسادت است كه در انتظار توست
مولا تو كه به حادثه ي دور واقفي
حتما به سر خوشه انگور واقفي
شايد رضا به مصلحتي نيك داده اي
كين گونه هم ركاب قضا ايستاده اي
امشب چه شاعرانه دلم در هواي توست
در بيت هاي مثنويم رد پاي توست
يك شور آشنا و عجيب است در سرم
از جذبه حضور تو هر گوشه حرم
حضرت شكوه عشق تو پيداست هر كجا
از اشتياق عشق تو درياست هر كجا
حتي كبوتران همه دلداده تواند
مردم هميشه در طلب جاده تواند
امشب كبوترانه به شوق تو مي پرم
تا گنبد طلايي تو راه مي برم
آهو صفت گلايه زصياد مي كنم
در انعكاس آينه فرياد مي كنم:
امشب به تربت تو شكفته دعاي من
اي هشتمين دليل زمان مقتداي من
دستي بكش به غربت قلبم رضاي من
ليلا تقوي مطلق
*************************
گلدان پشت پنجره ام،ماه اگر تویی
این فرصت گرامی کوتاه اگر تویی
در کوچه باغهای جهانت وزیده ام
(باد) م ،نسیم رهگذرم، راه اگر تویی
من (آتش) قدیمی معبد که هیچ نیست
خورشید سر بلند سحرگاه اگر تویی
خورشید سربلند سحرگاه من بتاب
من (خاک) زیر پای توأم ،شاه اگر تویی
خاکم،اگر تو ابر شوی می شناسمت
لب تشنه ام به بارش ناگاه اگر تویی
(آّب)م اگر تو چشمه بخواهی ،اگر تو رود
صد برکه،عکس روشن آن ماه اگر تویی
در جستجوی دام،خرامان دشت و کوه
صیاد مهربان کمین گاه اگر تویی
صیاد من ضمانت دل با نگاه توست
پلکی بزن به سمت دلم،گاه اگر تویی
ای کاش جای آتش و آب و نسیم و خاک
من را کبوتری بکنی آه...اگر تویی
نغمه مستشار نظامی
****************************************
کنگره ی سراسری ادبیات غدیر (شعر--قصه--نثرادبی) آخرین مهلت ارسال آثار:۳۰/۹/۸۶ به نشانی: كنگره شعر غدير یا قم- خ شهید لواسانی (ساحلی) اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قم- دبیر خانه هشتمین کنگره سراسری ادبیات غدیر موضوع: پیرامون حضرت علی (ع) و غدیر و ..
یا علی