یکشنبه 16 مهر
ايزد را شاكريم كه باز توفيق بخشيد كه در اين ماه روشن و مبارك شاعرانه به ياد موعود (عج) آمديم و با زمزمه ي فطرت خويش او را صدا زديم ... به اميد روزهاي آفتابي ...
جلسه با اجراي آقاي نوازني و نقدهاي بجاي دوستان ( معارف وند ‘ ساريجلو ‘ زارعي ‘ رسولي و ... ) شور و حال خوبي داشت . با اينكه رديف صندلي آقايان محترم غايب زياد داشت اما خانم ها جبران نمودند .
( راستش کلی مطلب براتون تایپ کرده بودم ولی این بلاگفای علیه ما علیه مطالب رو کاملا از بین برد . شاید وقتی دیگر ... براتون تایپ شد . شاید )
فعلا این دو تا غزل رو داشته باشین تا بعد . با عرض پوزش از ما بقی دوستان . بالاخره هر چی که باشه خانم ها اولی ترند . بیشتر از آقایون هم تشریف آورده بودند انجمن . لذا فقط ۲ غزل از خانم ها :
آنقدر دلگیرم من از تو حد ندارد
باید فراموشت کنم ، شاید ندارد
بگذار من هق هق شما لبخند ، بد نیست !
پشت مسافر گریه ؟ نه ! آمد ندارد
من را به گور خاطرات کهنه بسپار
این مرده دیگر فرصت « اشهد » ندارد
سنگ است مغرور است کج فهم است تلخ است
بی « تو » ببین این جمله ها مُسند ندارد
دیگر خدا حافظ دوای درد ما نیست
باید فراموشت کنم ، شاید ندارد
خانم آرزو بان پرور
*********************
جمعه ، صداي ندبه و امواج راديو ...
خوابم گرفته بود ، ولي با هواي تو
بيدار تر شدم ، که تو را هي غزل غزل
در خط به خطِ ندبه بخوانم ، سپيدِ نو
هر جمعه با هواي عجيبي ، هوايي ام
حوا نبوده ام ، که به سيبي هوايي ام
آقا ، تمامِ بود و نبودم ، فداي تو
اين جمعه هم به ياد حبيبي ، هوايي ام
آقا ، مبارکِ تو که نه ، کلِ اين جهان
عطرِ بهشت مي چکد از سقفِ آسمان
من استخاره کرده ام و ، خوب آمده
اين جمعه را براي فرج ، صاحبِ زمان
نه ، من که رو سياهم و غرقِ گناهم و ...
اصلا به خاطرِ دلِ مادر ، که بي امان -
هر جمعه را براي شما گريه مي کند
با يادتان ، سه شنبه ي هر هفته ، جمکران ...
آقا ، دلم گرفته از اين انتظارِ دور
اين جمعه را بيا و براي ابد ، بمان...
خانم زهره جعفر زاده
امیدواریم در هفته های آتی مستمع اشعار آیینی بیشتری از دوستان باشیم . امیدواریم
راستی :
هفته ی آینده یکشنبه تعطیله .
التماس دعا در شبهای قدر