سی و یکم اردیبهشت 85
تقدیم به موعود
مثل هميشه هيچ به روي خودت نيار
اين بار هم نيامده بودي سر قرار
گفتي اگر که عاشقي ، کو نشانه ات
من عاشقم ، نشان به همين قلب بي قرار
بر روي ريلهاي زمان خيره مانده ام
شايد تو را بياورد از راه ، يک قطار
حرف دلم عصاره ي اين چند واژه است:
تا کي شکست ، خرد شدن ، بغض ، انتظار ؟
تقويم ها ، نبود تو را ناله مي کنند
در سالهاي ساکت و بي روح و مرگبار
تقويم ، بي تو هر چه که باشد قشنگ نيست
فرقي نمي کند ، چه زمستان و چه بهار
حتي تمام فلسفه ها بي تو مبهم اند
مرزي نمانده بين جهان ، جبر ، اختيار
دنيا پر است از همه ي چيزهاي شوم
از هر چه اتفاق عبث ، تلخ ، ناگوار
از زندگي به شيوه ي حيوان ولي مدرن
يعني که کار ، پول ، هوس ، کار ، کار ، کار...
از ايسم هاي پر شده از پوچ پوچ پوچ
از طرز فکر هاي طرفدار انتحار
از هرچه ريشه اش به حقيقت نمي رسد
از ماسک هاي چهره نما ، اسم مستعار
از جنگهاي خانه بر انداز و بي دليل
از قتل عام ، بمب ، ترور ، چوبه هاي دار
دنيا شبيه بشکه ي باروت شب به شب
نزديک مي شود به عدم ، مرگ ، انفجار
من شرط بسته ام که مي آيي و مطمئن
هستم برنده مي شوم آخر در اين قمار
يعني که مي رسي و جهان پاک مي شود
از هرچه جسم فاسد و اشباح نابکار
آنوقت با دو دست خودت پخش مي کني
در بين تشنگان جهان ، سيب آبدار
حرف دلم عصاره ي اين چند واژه است:
تا کي شکست ، خرد شدن ، بغض ، انتظار ؟
اين شعر اگر چه قابلتان را نداشته
آقا فقط قبول کنيدش به يادگار
اصلاً براي آنکه بفهمم چه گفته ام
انگشت روي مصرع دلخواه خود گزار
يک شعر عاشقانه که مي خوانيش و يا
يک مشت درد دل که نمي آيدت به کار
« مهدي زارعي »
*****************
تا آیههای قدر تو تنزیل میشود
هر سوره با شئون تو تحلیل میشود
فرقی نمیکند چه کسی میکندنزول
زهرا به قلب فاطمه تنزیل میشود
گرمای وحی هستی و بی تو هر آیهای
در این حرای یخ زده قندیل میشود
گاهی درخت میشوی و میوههای تو
خامش غذای سفرهی جبریل میشود
تو چشمهی شگفتی و انجیر میدهی
تحریف قطرههای تو انجیل میشود
تو سیب میشوی و تو را میل میکند
سرخی گونههاش که تکمیل میشود
تو میشوی خدیجه و او با وجود تو
حس میکند به آمنه تبدیل میشود
میخوانی از خودت ولی آرام و بی گره
بعداً همین تلاوت، ترتیل میشود
بر رحل دستهای تو قرآن کبوتری است
که بر هوای صاف تو تحمیل میشود
ای عطر یاس! معتدلی و ملایمی
پیغمبر از شمیم تو تعدیل میشود
حتی خیال کعبه تو را قد نمیدهد
آهت دعا نکرده ابابیل میشود
موسی برای چیدن حرف تو از درخت
پای برهنه دست به زنبیل میشود
فرعون - اگر الههی دریا غضب کند -
ماهی مردهی شکم نیل میشود
قارون! نظر مکن به حقارت بر این زمین
از آیهای بترس که تأویل میشود
دیدم چگونه لطف شما میکند اثر
در کرکسی که مرغ حواصیل میشود
گر جلوهی جلال تو باشد تخلصم
وزن و ردیف و قافیه تعطیل میشود
« رضا جعفری »
*****************
اول نگاهم مي کني ، من هم نگاهت
من با نگاه ميشي و تو با سياهت
دوم تو لبخندي و من هم شرم لبخند
اين ابتداي اشتباهم ، اشتباهتسوم ، قراري مي گزاري با من و عشق
تو تکيه گاهم مي شوي ، من تکيه گاهتچارم ، تو گفتي : واي اگر روزي نباشي
من بي تو مي ميرم ، فداي شکل ماهتپنجم ، زمان طي مي شود ، روز از پي شب
تو رفته اي از جاده هاي دلبخواهتحالا بجاي شش، سر سطرم از اول...
اين هم تقاص اشتباهم ، اشتباهت
« خانم بامپرور »
******************
نظرات و پیشنهادات شما قطعا در پیشبرد اهداف انجمن موثر خواهند بود و مورد توجه .