یکشنبه 6 شهریورماه
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام. جلسه ی این هفته ی انجمن رو قرار بود خانم مستشار نظامی مجری گری کنه. اما خب نیومد و آقای مهدی زارعی و خانم حضرتی مجریان این هفته ی انجمن شدن. مثل هفته های قبل شاهد حضور چهره های جدیدی بودیم. چند هفته یی ست مجری و یا مجریان بین اشعار دوستان حاضر ٬ اشعار منتخبی از شاعران برجسته ی کشوری می خونن که با استقبال همه رو به رو شده. این هفته یک شعر از سعید محمدی و یک شعر هم از نبراس میررکنی ( که آقای زارعی شعرش رو خوند ) تقدیمتون می کنیم :
الو رفیق چه طوری چه می کنی با غم
کجای کار جهانی کجای این عالم ؟
کدام گوشه ی دنیا نشسته یی خاموش ؟
که شعله شعله مرا دود می کنی هر دم
ادامه ی شعر سعید محمدی را این جا بخوانید.
........................................................................................
نشسته بود پسر روی جعبه اش با واکس
غریب بود ٬ کسی را نداشت الا واکس
نشسته بود و سکوت از نگاه او می ریخت
و گاه بغض صدا می شکست : " آقا واکس؟"
ادامه ی غزل نبراس میررکنی را این جا بخوانید.
*********
خلاصه اي از نقد امروز :
شعري كه با موضوع اعتياد خوانده شد نظر برخي را همچون آقاي زارعي به خود جلب كرد چرا كه مسايل اجتماعي كمتر مورد التفات شعر و شاعري در عصر حاضر بوده اند و كسي كه به آن بپردازد نشان مي دهد كه فارغ از جو و تب روزگار صرفا با جوششي از درون به موضوعي نسبتا دشوار ولي كاملا ملموس و در عين حال مهم پرداخته و اين يك نقطه قوت براي شاعري موفق است.
آقاي نوازني شعري با روايت گري از زندگي امام سجاد (ع) خواندند كه خود نيز در فقاي آن گفتند : در همين محدود روايات و حوادث تاريخي كه از زندگي بزرگان دين و شاهكارهاي آفرينش ( اهلبيت ) به ما رسيده بسيار مي توان يافت موضوعات بكر و فوق العاده اي كه استعداد زيادي براي پرداخته شدن در شعر دارند و يك شاعر معاصر آييني مي تواند براحتي از آن بهره ها ببرد و حرف هاي زيبا بزند بخلاف آن تفكري كه حسين (ع) را فقط در غروب عاشورا و علي (ع) را فقط در نخلستان خلاصه ديده و به خود زحمت اندكي مطالعه در اين خصوص را نيز نداده است وشعرش در حصاري از شنيده هايش از آيين زنداني شده و فراتر از آن سر نكشيده .
در نقد شعري كه آقاي صالحي با موضوعيت حضرت زهرا (س) خواندند مطرح شد كه : در شعر آييني ما با محدوديت هاي اخلاقي خاصي طرف هستيم كه عرفا و اخلاقا بايد آن حيطه ها را ارج نهاد و محترم دانست . به عنوان مثال در اين شعر تعبير در آغوش گرفتن مادري توسط پدر وقتي كه با موضوعيت اهلبيت مطرح مي شود ديگر تعبير مناسبي نيست . ما حتي براي مادر و پدر خودمان هم راضي نمي شويم چنين تعابيري را براي عموم مطرح كنيم و امثال اين تعابير حال اينكه براي اهلبيت استفاده مي كنيم و اين جاي تامل دارد . گرچه آقاي زارعي گفتند كه : ممكن است اين تعابير بخاطر اصرار زياد شاعر به اختفاي موضوع اصلي شعر ( اينكه اين شعربراي مادر شاعر نيست بلكه براي حضرت زهرا (س) مي باشد گرچه ابتداي شعر اينگونه برداشت مي شد كه شاعر با مادر خود سخن مي گويد ) باشد ولي اگر چنين هم باشد موضوع فوق الذكر بصورت يك اصل كلي در شعر آييني به قوت خود باقيست ....