یکشنبه 29 مهرماه 1386
بسم الله الرحمن الرحیم
-----------------------------------------------------------
اطلاعیه
مطلع شدیم که گروهی از شاعران قزوین روز یکشنبه ۱۳ آبان ماه به انجمن شعر آیینی موعود می آیند تا مراسم شعر خوانی داشته باشیم. از دوستان دعوت می کنم در این مراسم که چند نفر از شاعران انجمن شعر آیینی موعود و شاعران قزوین شعر خوانی خواهند کرد حضور پیدا کنند.
-----------------------------------------------------------
سلام. چطورین؟ چه خبرا؟ ما به روز نمی کنیم خوشید؟ توی این مدت که نبودیم انجمن دو جلسه داشت. و در ماه مبارک تعطیل بود. ما هم طبق قرار تشریفمان را آوردیم. فعلا نظرتون رو به مصاحبه ی آقای رحمان نوازنی ( مسول انجمن شعر آیینی موعود ) با شبکه ی دو سیما جلب می کنم :
- مجری:آقای نوازنی شنیده ایم که شما برای اولین بار انجمن شعر آئینی را تاسیس کرده اید و خیلی هم موثر بوده است ، لطفاً هدف تان را از تاسیس این انجمن بیان بفرمائید؟- هدف از تاسیس این انجمن رشد و ارتقاء شعر آئینی بوده و خواهد بود ، متاسفانه در سالهای اخیر شاهد در انزوا قرار گرفتن ویا گاها مورد هجمه قرار گرفتن این حوزه از شعر بوده ایم ، البته پوشیده نیست که به علت عدم توجه به شعر آئینی این عرصه دارای فراز و نشیب های جدی بوده است . این انجمن توانست مکانی بدون دغدغه برای رویکرد جوانان و معطوف کردن اذهان به شعر آئینی فراهم کند که در حال حاضر در این زمینه اتفاق های خوبی افتاده و در حال جریان سازی است.
مجری : اصولاً شعر آئینی چه تعریفی دارد ؟ آیا ویژگیهایی برای این نوع شعر وجود دارد ؟
- متاسفانه ما یک تعریف واحد وجامع از شعر آئینی نداشته ایم ، الیته تاکید می کنم که تعریفی واحد و جامع .
و طبعاً ویژگیها و یا پارامترهایی منطبق بر معیارهای هدفمند برای شعر آئینی تبیین نشده است ، و می طلبد که مدعیان این عرصه و بزرگان شعر و ادب به این حوزه توجه بیشتری کنند . البته مطالبی پراکنده معمولاً توسط برخی ها در گوشه کنارهای کنگره ها ویا نشستها و غیره مطرح می شود ولی در این زمینه مطالب جدی ، اصولی و جامعی که ابعاد مختلف شعر آئینی را از زوایای مختلف تبیین کند، مطرح نشده است تا روشنگر رویکرد وسیع جوانان مشتاق به عرصه باشد.
مجری : آیا تا به حال شما باهمکارانتان قدمی در زمینه ی تعریف ویژگی های شعر آئینی برداشته اید ؟
ببینید، همیشه یک تئوری جامع با ارائه یک سری عملکرد های موفق تثبیت می شود ، اصلاً یکی از ویژگی های مهم هنرهمین است . مثلاً شما نقاشی را تصور کنید که می خواهد تئوری هایی در زمینه یک نوع نقاشی ارائه کند در حالی که این نقاش یا نمونه های عملی این تئوری را ندارد ویا اگر دارد بسیار کم است و یا نمونه های او تئوری های او را کاملاً توجیه نمی کند . خوب این دو اصل لازم و ملزوم همدیگرند . مشکل برخی مدعیان عرصه شعر درزمینه ی شعر آئینی هم همین است که اینها خودشان نمونه های موفقی یا ندارند و یا اگر هم داشته باشند آنقدر محدود است که برای اثبات تئوری های پراکنده اشان کافی نیست .
من فکر می کنم باید تجربه کرد و نمونه های موفق را آفرید و قطعاً در تبع آن هم تئوری های بیشتری رو می شود و هم اینکه تئوری های قابل ارائه می گردند . و دوستان بنده در این زمینه در حال تلاش هستند .
مجری : دوست داریم یک شعرآئینی از شما بشنویم :
نوشته بود : که باید کبوتری بشوی
و آنقدر بپری تا که یک پری بشوی
سلام دختر پروانه های نا آرام
درون پیله مبادا که بستری بشوی
ورق بزن که به فهرست عمر من برسی
به هر اشاره بسوزی و دفتری بشوی
اگر چه شهر پر از مین های آلوده است
به احتیاط گذر کن که معبری بشوی
که هرچه کوچه بن بست را عبور دهی
... که آن طرف تر از این کوچه ها ، دری بشوی
بکوش چادر باغ نجابتت باشی
و سایه ی سر گلهای روسری بشوی
شب تولد تو جشن رفتن من بود
تو آمدی که شب خوش خبر تری بشوی
شب تولد تو رحمت شهادت داشت
خدا برای هیمن خواست " دختری " بشوی
کنار سنگرم آن شب مُنوّری افتاد
و عشق گفت : که باید منوّری بشوی –
که نسلهای پس از تو ، تو را بسوزند و
برای محفلشان شمع باوری بشوی
بیفت روی منور؛ به نام ابراهیم
بسوز تا که گلستان دیگری بشوی
گریست روی تنم عشق و گفت : می باید
تو جزو سوخته های معطری بشوی –
که خاک لاله به لاله تو را ببوید و تو
میان دشت گل بی نشان تری بشوی
سلام دختر بابا ؛ سلام بارانم
دلم نخواست که بغض شناوری بشوی
از اینکه " آه " کشیدم تمام دردم را
نه اینکه ! آینه ی من : "مکدّری " بشوی
برات نامه نوشتم برای روزی که
کبوترانه پری نه ، پیمبری بشوی
خب درباره ی جلسه ی این هفته ی انجمن: مجری آقای نوازنی بود. شعرهای خوبی خونده شد. اما من الان اینجا به شدت کمبود جا دارم. یک شعر از خانم مستشار نظامی می نویسم. نقدهای خوبی هم در مورد موضوعات مختلف بیان شد. یکی از نقدها این بود که وقتی ما در گذشته با نمادهایی آیینی آشنا می شیم آیا اجازه ی عوض کردن اون نمادها رو داریم یا این که این نمادها شامل نمادهای ثابت می شن. یه شاعر تا کجا اجازه داره در موضوعات آیینی دست به نماد سازی و استعاره سازی بزنه؟ و ... . این ها سوال هایی بود که توی انجمن مطرح شد و دوستان هم جواب های مختلفی به اون دادن. نظر شما چیه؟
اگر یک صندلی در کوپه آخر نگه داری
قطاری را فقط یک ساعت دیگر نگه داری
اگر یک ساعت دیگر،کنار کوپه آخر
نگاه مهربانت را به سمت در نگه داری
اگر وقتی کبوتر ها به گنبد بال می سایند
برای بال پروازم فقط یک پر نگه داری
دلم می سوزد و می سازد از خون جگر بالی
اگر تو آتشم را زیر خاکستر نگه داری
اگر شعری برایت باشم و شعر جدیدم را
بخوانم،بشنوی،در گوشه دفتر نگه داری
اگر نام مرا در بین مشتاقان دیدارت
به عنوان کنیز حضرت مادر نگه داری
اگر قسمت شود پای پیاده می رسم،باشد
مرا وقت شفاعت در صف محشر نگه داری
نغمه مستشار نظامی