بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه ی این هفته ی انجمن با حضور دوستان و شاعران جدید رنگ و بوی دیگری داشت. خانم مستشار نظامی هم مثل همیشه با اجرای خوب خود جلسه را اداره کردند. و در پایان جلسه هم شعر آقای هادی جانفدا نقد شد.

از آقایان : جعفری ٬ زارعی ٬ رسولی ٬ نوازنی ٬ جانفدا ٬ عباسیان ٬ بهرامی و ...

و از خانم ها : رسولی ٬ بان پرور و ... در جلسه حضور داشتند.

.............................................................................

شعر مهر مادری از جناب آقای رضا جعفری:

الوند، زیر پای تو سنگ مُحقریست

اما نه ، هر کلوخ ، دماوند دیگریست

هیچ احتیاج نیست به یک کوه و چند غار

هر جا کسای توست، حَرای پیمبریست

جن و پری به دور نگین تو در طواف

- انگشتر عقیق شما چیز دیگریست-

بی تو سه چهارم همه ی ابتهاجها

اضلاع بی قواره ی لبخند ابتریست

ای آب ، التفات تو بر خاک ، کم مباد

مِهری که بین ما و شما هست، مادریست

تعارف مکن به کیفیت آبغوره ها

حالا که فصل چیدن انگور عسگریست! 

جز در هوای دیدن تو پر نمی زنم

گفتی که ابر نیست ، هوا هم کبوتریست

مریم فقط حیای مرا درک می کند

اصلاً همیشه عشق ، مسیحای نوبریست!!

.........................................

و شعری از جناب آقای رحمان نوازنی:

اولین آدمی که زمین را در شب آمدن پا گشا کرد

 

زود فرزندها ، نسلها را در نشستی ضروری صدا کرد

 

در حضور خدا کادویی را از میان سرشتش در آورد

 

از سرشتی که او را میان « هفت شهر فرشته »، خدا کرد

 

کادو را باز می کرد و می گفت : قابل بچه ها را ندارد ؛

 

نه ؛ ببخشید ؛ قابل که دارد ؛ بعد چیزی نگفت و حیا کرد

 

یک سبد برگ سبز و سفید است ؛ دست رنج پدر ؛ زود باشید!! ـ

 

ـ صف ببندید، نوبت به نوبت ! هدیه را که نباید جدا کرد ؟!

 

برگها را ورق زد ؛ کتابی ، در دو فصل زمین منتشر شد

 

فصل اول همان سبز بودن ، فصل دوم که تقدیم ما کرد ـ

 

ـ کاملاً متن هایش سفید است ، حس آرامش آب دارد

 

می شود از سپیدی متنش سمت خورشید هم کوچه وا کرد

 

آی آدم بگو چند بخش است ؟ سه نفس می کشد؛ ص . ل. ح

صلح یعنی : نفس ، آب ، ماهی ؛  که زمین در حیاتش شنا کرد

 

صلح را ؛ نه ! نباید بجنگیم ، باید اما برایش بکوشيم

 

باید اندازه مهربانیش شعرهای جهان را فدا کرد

 

ان شاءالله جلسه ی آینده شعر جناب آقای مهدی زارعی نقد خواهد شد.