بسم الله الرحمن الرحیم
سلام. چطورین؟ سال نو مبارک. صد سال به این سال ها. رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید. ( مصرع دومش رو نمی نویسم چون وظیفه قبلا رسیده! ) اعیاد خجسته ی میلاد پیامبر اعظم (ص) و امام جعفر صادق (ع) و روز ملی فن آوری هسته یی رو هم تبریک می گم. راستی این روزا سال روز پرواز سید شهیدان اهل قلم سید مرتضی آوینی هم هست. قبل از هر چیزی شادی روحش صلوات بفرستید "اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم". امیدوارم ما اهل قلمی ها هم بتونیم به راهش ادامه بدیم. اما بگم از اولین جلسه ی انجمن آیینی موعود در سال جدید. مجری جلسه آقای مهدی زارعی عزیز بود و از اولین جلسه تو سال جدید هم استقبال خوبی شده بود. جوری که دیگه دو سه تا شاعر آخر میلی متری بهشون وقت شعر خوانی رسید. اما طبق معمول مجری یادش رفت به من اسامی شاعرانی که شعر خوندن رو بده ( یا من یادم رفت اسامی رو بگیرم! ) پس بی خیال اسامی می شیم و می ریم شعر انتخابی این هفته رو می خونیم. البته قرار بود آقای بهرامیان هم شعرشون رو به ما بدن که به دست بنده نرسید. امیدوارم هفته ی آینده بتونم تو وبلاگ شعر ایشون رو هم بنویسم :
دستی برای بال و پرم یک قفس کشید
قفلی بزرگ و دسته کلیدی سپس کشید
دسته کلید گم شد و آن دست بی حواس
از کل این قضیه ی بد پای پس کشید
تقدیر سر رسید و برای کمک به او
در سینه ام تپید و دلی پر هوس کشید
باغی پر از بهار در آن دورهای دور
دور و برم فقط علف و خار و خس کشید
حتا برای آن که طبیعی ترش کند
چندین درخت زخمی تیغ هرس کشید
من در دهان تلخ قفس آب می شدم
بر شاخه های همین که نار ملس کشید
یک عمر تشنه بودم و او در دهان من
طعمی عجیب و سخت ٬ تبآلود و گس کشید
گرد صدای شکوه و فریاد و ناله ام
دیواره یی به شکل همین است و بس کشید
شاید برای این که من از غصه دق کنم
تصویر کاروان و صدای جرس کشید
تنهایی ام برای من از سایه و سکوت
طرح حضور مبهمی از هیچ کس کشید
تا سال ها تجسم بیهوده ی گریز
ذهن مرا به آن طرف این قفس کشید
***
هر چند روی شاخه ی پر بار آرزو
سهم مرا شبیه به سیب نرس کشید -
اما خوشم به این که خدا ٬ روز خلقتم
در من هوای ناب غزل را نفس کشید
با هر غزل به شاید پرواز می رسم
آن دست کو؟ (که این همه غم را عبث کشید)
شاعر : لیلا رسولی
>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>*****<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<
