انجمن شعر آئینی موعود
انجمن شعر آئینی موعود 

همنوا با سرود کوکوها
همنفس با شمیم شب بوها

خلوتی دور از هیاهوها

فارغ از صحبت و صدای همه

داد دستم بهانه بنویسم

دو سه بیت از زمانه بنویسم

آمدم شاعرانه بنویسم

از زبان همه به جای همه

گاهی از این مسیر جاده بپرس

از قدمهای بی اراده بپرس

یک شب از حال این پیاده بپرس

تکسوار من، آشنای همه

سر سپرد عقل بر جنون فراق

وصل حاصل نشد بدون فراق

لاجرم تشنه شد به خون فراق

دل شیدا و مبتلای همه

سینه ای بی شکیب میخواهم

سوز أمّن یجیب میخواهم

دردمندم طبیب میخواهم

ای به دردم دوا، دوای همه ...

پیش این بی مجالها برگرد

تیز پا چون غزالها برگرد

سپری گشته سالها برگرد

بی تو ای راه و رهنمای همه ...

گم شدم در پی دلیل استم

ای عزیز خدا ذلیل استم

باز دنبال یک خلیل استم

سنگ شد چوب شد خدای همه

قاصدک را که بی خبر دیدند

زخمها را که کهنه تر دیدند

ندبه ها را که بی اثر دیدند  

از لب افتاد ربّنای همه

بگذر ای باغ از خزان خودت

بطلب سوی آستان خودت

باز هم از برادران خودت

بگذر ای یوسف، از جفای همه

عشق را با تو زمزمه خوب است

درد را با تو خاتمه خوب است

گاهی از داغ فاطمه خوب است

بنویسم به گریه های همه

مادرت هم برای آمدنت

خون دل خورد پای آمدنت

التماس دعای آمدنت

شد مقدّم ترین دعای همه

کاش بر در شرر نمی افتاد

فاطمه پشت در نمی افتاد

پیش پای پسر نمی افتاد

وسط کوچه پیش پای همه

یا فاطر بحق فاطمه عجل لولیک الفرج ...


برچسب‌ها: صاحب الامر عجل الله, شهر مهدی, منجی موعود
[ شنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 0:15 ] [ noaeeni ]

یا صاحب الزمان...

آقا سلام جای تو در خلوتم کم است

حالم شبیه لرزه پس لرزه بم است

بی معرفت شبیه من اصلا ندیده ای

اما همیشه ناز مرا هم خریده ای

گشتم اسیر نفس پلیدی مرا ببخش

باهر گناه من چه کشیدی مرا ببخش

شرمنده ام که در صف عصیان پدیده ام

زخم قدیمی دلتان را دریده ام

من معترف به جرم و گناهم ولی چه سود

رو تیره تر ز سنگ سیاهم ولی چه سود

بگذار بگذریم ز این عبد پر گناه

حرفی بزن ز سوز دلت شاه بی سپاه

اصلا بیا بگو کمی از حال ناخوشت

از بی کسی وغربت و این فال ناخوشت

این فال بد که من شده ام مثل دشمنت

بدتر ز دشمنت ولی از وصله تنت

از مردم زمانه چه زجری کشیده ای

ای حیدر غریب نگو که بریده ای!

آقا گذر کن از همه تقصیر عاصیان

دیگر بیا ظهور نما ، منجی جهان

برگرد و از زمانه بگیر انتقام را

تفسیر کن به زخم دلت التیام را

زخم دل از کجاست تنهاترین امام؟

یادم نبود در بدری های تلخ شام

یک زن میان آنهمه نامحرمان پست

با طعنه زبان دل زینب چنان شکست

هجده قمر بروی نی و چشم دختران

تخریب حرمت علوی، چوب خیزران

شرمنده ام که حال خودم هم خراب شد

چشمان من مثال شما غرق آب شد

پس لااقل بخاطر مادر ظهور کن

از کوچه های تنگ مدینه عبور کن

گفتم ز کوچه و دل زارم کباب شد

این آسمان بروی زمانه خراب شد

ای وای ، کوچهْ تنگ و دلی سنگ و غربتی

طفلی مدافع حرم است و چه غیرتی

بر پنجه پا شده به دفاع بهر مادرش

دستی عبور کرد ز بالای پیکرش

تا شد به صورت گل یاسش قریب دست

وای از دل پسر که گوشواره هم شکست

خاکم بسر من چه نوشتم برایتان

دیگر بس است روضه نگویم ز آسمان

تنها قسم به قلب حزین حسن بیا

از بهر مادرت نه به این حرف من بیا


برچسب‌ها: اشعار حضرت زینب, اشعار حضرت علی, اشعار امام حسن, اشعار امام مهدی, عج
[ شنبه یکم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 18:28 ] [ noaeeni ]
 حتی نگران... - سید مجتبی شجاع - رباعی - شعر امام زمان (عج) - اشعار جمعه ها (قسمت نود و چهارم)

((يا ايها العزيز مسنا واهلنا الضر وجئنا ببضاعة مزجاة فأوف لنا الكيل وتصدق علينا ان اللة يجزي المتصدقين))
دنبال نشانت نشدم این جمعه
پروانه ی جانت نشدم این جمعه
من آبروی منتظران را بُردم
حتی نگرانت نشدم این جمعه
سید مجتبی شجاع


برچسب‌ها: حتی نگران, سید مجتبی شجاع, رباعی, شعر امام زمان, عج
[ شنبه یکم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 18:20 ] [ noaeeni ]

دیده به تیغ... - غزل - مرثیه شهادت حضرت مسلم علیه السلام - استاد غلامرضا سازگار

دیده به تیغ دوختم، تا مگر از دعای تو
تو نگه افکنی و من، سر فکنم به پای تو
مرگ بود سعادتم که لحظه ی شهادتم
سایه فکنده بر سرم، قامت دلربای تو
گه بدنم به عشق تو، کوچه به کوچه می رود
گاه سر بریده ام گریه کند برای تو
روی کبود دخترم، هدیه به نازدانه ات
جان دو ماه پاره ام، هردو شود فدای تو
ای نفست روان من، کوفه میا به جان من
ورنه به نوک نی رود، رأسِ زتن جدای تو
چنگ زنند گرگ ها، بر تن پاره پاره ات
شسته زخون سر شود، روی خدا، نمای تو
ای که همه وجود من درغم توست نی نوا
بوده به گوشم از ازل قصه ی کربلای تو
کاش به دشت کربلا بودم و کشته می شدم
با شهدای نی نوا، در صف نی نوای تو
روز ازل شنیده ام، می نگرد دو دیده ام
پنجه ی قهر قاتل و طرهّ ی مشک سای تو
آنچه که می کنم نظر، خورده گره به یکدگر
سوز درون میثم و زمزمه ی عزای تو
 استاد غلامرضا سازگار


برچسب‌ها: دیده به تیغ, غزل, مرثیه شهادت حضرت مسلم علیه السلام, مرثیه
[ شنبه یکم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 18:19 ] [ noaeeni ]

 کنار درک غربت تو كوه از كمر شكست - شعر امام حسین (ع) - شعر محرّم - شعر عاشورا - علیرضا قزوه

یا رب الحسین(ع)

بجاي شیر ، تیر نوش کرده بود اصغرت
و بعد  تیر و تیغ و نیزه  می زدند  بر سرت
" کنار درک -غربت- تو كوه از كمر شكست"
چقدر زخم تشنه مانده است روی پیکرت
سر حسین(ع) تشنه لب هنوز  روی نیزه هاست
زمانه خاک بر سرم،  زمانه خاک بر سرت
 هزار سال رفت و تو هنوز زخم می خوری
هزار سال رفت و تازه است زخم حنجرت
هزار سال رفت و دسته دسته قوم كوفيان
گرفته تیغ بر کف ایستاده در برابرت
سرِ بروي نيزه ات حقيقت محمّدیست
چرا زمانه  پی نمیبَرد به اصل جوهرت؟
بیا کنار خيمه هاي تشنه لب نگاه كن
ببین که زخم تیرها چه کرده با برادرت
شب وداع آمد و سری زدم بمجلسی
که شعله اش اگرچه بود نام پاک مادرت
تمام شب شکسته  سینه میزدم بیاد تو
و لشكري که اسب می دواند روی پیکرت...
***
نشسته ام  به یاد روزهای دور کودکی
شکسته  دم گرفته ام بیاد دیده ی ترت
سلام می کنم سلام می کنم بزخم تو
سلام می کنم  بعطر جمله های آخرت
سلام ما سلام ما به تشنگان کربلا
سلام ما سلام ما به اکبر و به اصغرت
علیرضا قزوه


برچسب‌ها: شعر امام حسین, کنار درک غربت تو, كوه از كمر شكست, شعر محرّم, شعر عاشورا
[ شنبه یکم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 18:18 ] [ noaeeni ]

بنام خدا
کیست این بانو که هرجا می گذارد پا  سر است
خاک پایش از تمام مردم دنیا سر است
در به خاک پایش افتادن تأمل نارواست
هر که نشناسد در این هنگامه سر از پا  سر است
محفل عشق است هرجا نام او را می برند
هرچه پایین تر نشیند هرکه در اینجا سر است
هر که را یارای سودا نیست در بازار عشق
نرخ این سودای پایاپای یا جان یا سر است
بوی پیراهن شفای دیدۀ یعقوب نیست
اهل دل در عین نابینایی از بینا سر است
هر کجا پا میگذاری در بیابان جنون
جان من آرامتر! هر سنگ این صحرا سر است
کس نمی داند کجا خفته ست اما خاک او
گرچه پنهان گشته، از هر مرقد پیدا سر است
در مقام صبر و قرب از روی تسلیم و رضا
از ملک های مقرّب نیز او حتّی سر است
همردیف حضرت پیغمبر و مولا علی!
از تمام انبیاء و اولیاء زهرا سر است
اصغر عظیمی مهر


برچسب‌ها: شعر مدح حضرت زهرا
[ شنبه یکم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 17:59 ] [ noaeeni ]

یا علی موسیَ الرّضا، آقا، به دادم می رسی؟

زاده ی بَدرُالدُّ جی، مولا ، به دادم می رسی؟

مستِ آن پیمانه ی نابِ اَلـَستم ؛ یارضا

ساقیا با ساغرصهبا به دادم می رسی؟

وامدارت هستم و جانم بسی نا قابل است

واسطه سازم جوادت را به دادم می رسی؟

کشتی نوحِ نجاتی ، من پناه آورده ام

غرقِ گردابم ، در این دریا، به دادم می رسی؟

زائرانِ مستمندت را توحجّ وعُمره ای

ای صفا ومروه ی طاها به دادم می رسی؟

خاکِ درگاهت نمایم توتیای دیده ام

ای شفای چشم نابینا، به دادم می رسی؟

مهدوی


برچسب‌ها: شعر آیینی
[ پنجشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 22:54 ] [ noaeeni ]
از تمام انبیاء و اولیاء زهرا سر است - شعر مدح حضرت زهرا سلام الله علیها - غزل - اصغر عظیمی مهر

 

بنام خدا
کیست این بانو که هرجا می گذارد پا  سر است
خاک پایش از تمام مردم دنیا سر است
در به خاک پایش افتادن تأمل نارواست
هر که نشناسد در این هنگامه سر از پا  سر است
محفل عشق است هرجا نام او را می برند
هرچه پایین تر نشیند هرکه در اینجا سر است
هر که را یارای سودا نیست در بازار عشق
نرخ این سودای پایاپای یا جان یا سر است
بوی پیراهن شفای دیدۀ یعقوب نیست
اهل دل در عین نابینایی از بینا سر است
هر کجا پا میگذاری در بیابان جنون
جان من آرامتر! هر سنگ این صحرا سر است
کس نمی داند کجا خفته ست اما خاک او
گرچه پنهان گشته، از هر مرقد پیدا سر است
در مقام صبر و قرب از روی تسلیم و رضا
از ملک های مقرّب نیز او حتّی سر است
همردیف حضرت پیغمبر و مولا علی!
از تمام انبیاء و اولیاء زهرا سر است
اصغر عظیمی مهر


برچسب‌ها: شعر آئینی
[ پنجشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 22:53 ] [ noaeeni ]
 تنها یک عاشق... - شعر مدح حضرت زینب(س) - مجموعه اشعار حضرت زینب(س) - غزل - رحیم منزوي اردبيلي

بسم الله الرَّحمن الرّحیم
ویژه نامه مجموعه اشعار مدح و مصیبت حضرت زینب(س) - قسمت ۹
آنکه با عشق حسینی گشته همدم زینب است
آنکه بر سّر شهادت بوده مَحرم زینب است
آنکه شور افکنده با شور حسینی بر جهان
از ازل خو کرده با صد محنت و غم زینب است
آنکه نامش زِینِ اَب خوانده رسول کردگار
چون نگویم من صفای اسم اعظم زینب است
آنکه بر خوانَد حدیث اُمّ اَیمَن بر امام
من به جرأت گویم آن زن هم حسین هم زینب است
آنکه کاخ ظلم و استبداد را با یک خطاب
کند و افکند از پی و بن، ریخت بر هم زینب است
دامن شير خدا بين، شير زن مي پرورد
در شهامت برتر از سارا و مريم زينب است
آنکه اندر مجلس گردنکشان قد کرد عَلم
چون حسین بر دشمنان یکدم نشد خم زینب است
با برادر درد دل مي كرد اين سان تا سحر:
آنكه ريزد از فراقت اشك ماتم زينب است
وصف زینب را ز من مشنو بیا در کربلا
خود ببین چون حامی ناموس عالم زینب است
ملجأ اهل حرم تا ظهر اگر عباس بود
شب نگهبان در کنار نهر علقم زینب است
پرچمت گر سرنگون شد من نگه میدارمش
غم مخور بعد از تو پشتیبان پرچم زینب است
منزوي هرگز مزن بیهوده لافِ عاشقی
این حسین تنها یک عاشق دارد آن هم زینب است
رحیم منزوي اردبيلي


برچسب‌ها: تنها یک عاشق, شعر مدح حضرت زینب, س, مجموعه اشعار حضرت زینب, غزل
[ یکشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 18:20 ] [ noaeeni ]
 شرف جاودان - شعر مدح حضرت زینب(س) - مجموعه اشعار حضرت زینب(س) - قصیده - غلامرضا سازگار

بسم الله الرَّحمن الرّحیم
ویژه نامه مجموعه اشعار مدح و مصیبت حضرت زینب(س) - قسمت ۸
ای زینب! ای که بی تو حقیقت زبان نداشت
خون آبرو، محبّت و ایثار، جان نداشت
بی تو حیا به خاک زمین دفن گشته بود
بی تو شرف ستاره به هفت آسمان نداشت
در باغ وحی بین دو ریحانه رسول
رعناتر از تو فاطمه سرو روان نداشت
تو عاشقی چو یوسف زهرا نداشتی
او چون تو عاشقی به تمام جهان نداشت
بی تو شکوفه های شهادت فسرده بود
 بی تو ریاضِ عشق و وفا باغبان نداشت
آگاه بود عشق، که بی تو غریب بود
اقرار داشت صبر، که بی تو توان نداشت
در پهندشت حادثه، با وسعت زمان
دنیا سراغ چون تو زنی قهرمان نداشت
تاریخ صابران جهان جانگدازتر
از قصّه صبوری تو داستان نداشت
هفتاد داغ بر جگرت بود و باز خصم
تنها نه از سخن، ز سکوتت امان نداشت
گر پای صبر و همّت تو درمیان نبود
اسلام جز به گوشه عزلت مکان نداشت
کاخ ستم به خطبه توگشت زیر و رو
تابی به پیش قلّه آتش فشان نداشت
این غم کجا بَرَم که گل دامن رسول
آبی به غیر اشک غم باغبان نداشت
شبها گرسنه خفت و نماز نشسته خواند
سهم غذاش داد به طفلی که نان نداشت
او دخت مادریست که از جور دشمنان
حتّی کنار خانه خود هم امان نداشت
روزی به زیر سایه پیغمبر خدای
روزی به جز سر شهدا سایه بان نداشت
زینب اگر نبود، شجاعت به گور بود
زینب اگر نبود، شهامت روان نداشت
زینب اگر نبود، وفا سرشکسته بود
زینب اگر نبود، تن عشق جان نداشت
زینب اگر کمر به اسارت نبسته بود
آزادی این چنین، شرف جاودان نداشت
زینب اگر نبود پس از کشتن حسین
گلدسته صفا به صدای اذان نداشت
"میثم" هماره تا که به لب داشت صحبتی
حرفی بجز مناقب این خاندان نداشت
غلامرضا سازگار


برچسب‌ها: شرف جاودان, شعر مدح حضرت زینب, س, مجموعه اشعار حضرت زینب, قصیده
[ شنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 18:22 ] [ noaeeni ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

انجمن شعر آئینی موعود
شعر آئینی , شعر آیینی
یستم فروردین ماه 1386
شعر درزمينه تولد
اشعار خوانده شده ی بهار
امکانات وب