گاهی از کوچه های مدینه.یک صدای قدیمی می آید
بین فرزند و مادر نشان از.گفتگویی صمیمی می آید!
عابرانی که در کوچه هستند. یاد یک راز غمگین می افتند
عطر نرگس می آید درین شهر. هر زمان که نسیمی می آید!
-مادر این عصر عصر غریبیست. غیبت و غربت و دوری از تو
کمتر از خانه ها عطر یاس و نغمه یاکریمی می آید!
مادر اینجا نفس بی تو تنگ است.کاش آن لحظه نزدیک باشد
آن زمانی که دنیا به سمت مقصد مستقیمی می آید!
آن زمانی که قبر عزیزت پشت دیوار پنهان نباشد
مثل عصر پدر خنده آن روز بر لب هر یتیمی می آید!
*
مادر آرام لبخند گرمی بر لبان پسر می نشاند
باز هم عصر جمعه برای گفتگویی صمیمی می آید!
نغمه مستشار نظامی/کرج/23فروردین
************************
دریا اگرچه سهم بیابان نمی شود
آیا نصیب او نم باران نمی شود؟!
طوری گره زدم دل خود را به تو که باز-
با دست نه، به زحمت دندان نمی شود
قندیل بسته خانه ی ما،سرد سردم است
کبریت من حریف زمستان نمی شود
حق با شماست هر چه سلیمان پر از خدا
تنها اگر شود که سلیمان نمی شود
هر چند بار هم که بگویم که بگویم بیا...بیا...
این واژه ها برای تو پیمان نمی شود
اما قبول کن یل تنها گذشتن از
این روزها بدون تو آسان نمی شود
(مربع)
شاعر! تمام خوبی دنیای هیچ و پوچ
در کنج هر خرابه که مهمان نمی شود
حالا که در عبور غم انگیز انتظار
مردی چراغ سبز خیابان نمی شود-
آنسوی خط کشی خدا منتظر بمان!
او تا ابد که از همه پنهان نمی شود
فروردین86
حسن اسحاقی
